محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
356
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
جك - جنبانيدن جغرات باشد . « 21 » . جلونك - [ بضم جيم و نون و ضم لام ] بنهء خربزه باشد . جوسك - [ بفتح جيم و سين مهمله و سكون واو ] گوى گريبان باشد . جامهءغوك - شمر باشد يعنى جوى در نسخهء ميرزا . اما در شرفنامه گياهى است سبز كه در آب رويد و آن را چغزواره « 1 » نيز گويند « 22 » مثالش امير خسرو گويد : بيت بحر كه باشد ز گهر جوش او * جامهء غوكست زبر پوش او جوشاك - يعنى جوشيدن . مثالش هم او فرمايد « 22 » : بيت چون قرابه ديده از خمخانه جوشاك شراب * شيشه خانه بين كه بهر او چه سان آراسته جيك جيك - مطلق آواز مرغان . مثالش مولوى معنوى : شعر جمله مرغان ترك كرده جيكجيك * با سليمان گشته افصح من اخيك جسك - [ بفتح جيم و سكون سين ] بمعنى بلا و آفت باشد . حكيم سنائى فرمايد : شعر از ره مرگ و جسك ماده و نر * آرزومند مرگ يكديگر و [ بكسر جيم ] نيز به نظر رسيده . جمشاك - [ بفتح جيم و سكون ميم و بعد از ميم شين معجمه ] كفش باشد و آن را جمشك نيز گويند . جولاهك - عنكبوت باشد « 23 » . جوژه دوك - يعنى شكاف كمر دوك كه ريسمان در آن افتد در وقت ريسيدن . كذا فى السامى . جراسك - [ بفتح جيم و سين با راى مهمله ] جانورى باشد سبز رنگ مانند جعل بود در جثه و در تابستانها در ميان سبزه « 2 » باشد و بانگ طولانى كند و آن را جزد نيز گويند و به عربى صرار خوانند [ بفتح صاد و راى مهملهء مشدد ] . جلك - [ بفتح جيم و لام ] به وزن فلك « 3 » نام مرغى است خرد و كوچك . كذا فى الادات الفضلا « 4 » يحتمل كه مصغر جل باشد كه بعد از اين مىآيد . جوشك - [ بشين معجمه . به وزن جوشن و بعضى به وزن « 5 » كوچك گفتهاند ] كوزهء با لوله « 6 » باشد كه به عربى بلبله خوانند . مع الكاف الفارسى جوسنگ - [ بفتح جيم و سين مهمله ] همسنگ جو باشد . مثالش حكيم خاقانى فرمايد : نظم « 7 » بقسطاسى بسنجم راز « 8 » موبد * كه جوسنگش بود قسطاى لوقا
--> ( 1 ) بجز « غ » : جغرواره . ( 2 ) « س » : سبز . ( 3 ) دو كلمهء اخير از « ن » است . ( 4 ) از اينجا تا پايان مطلب را « الف » در حاشيه دارد . ( 5 ) كلمه در « س » نيست . ( 6 ) « س » بالوه . ( 7 ) كلمه از « ن » است . ( 8 ) « س » راى . ( 21 ) در برهان بمعنى برات هم آمده است . و چك نيز آرد و شب پانزدهم ماه شعبان را نيز گويند چه شب چك شب برات است . ( 22 ) در برهان بمعنى چيزى سبز شبيه بابريشم كه در روى آب بهم رسيد آمده و اين اصحست . ( 23 ) در برهان بمعنى مصغر جولاه نيز آمده است .